شاعر : امیر طاهری نوع شعر : مدح و ولادت وزن شعر : فاعلاتن مفاعلن فع لن قالب شعر : مربع ترکیب
آسـمـانعـرش دربـغـلدارد نَـسَـبـش ریـشـه در ازل دارد
قــلـمـم بـرلـبـش غــزل دارد شـعــراومــزّۀ عــســل دارد
شهد نامش ملیح بوده وهست شوق مستی به جانِ باده نشست
وقتِ شرعیِ مدح وتسبیح استمـاه آمـد، زمـانِ تـشـبیه است
شب شـأنِنـزولِتـلـمیحاست چه نیازی به حرف و توضیح است ســـورۀ کـــوثـــررضــا آمـد
عــلــیِاکـــبـــرِ رضـــا آمــد
جـبـریـا اخـتـیـاریـعـنـیچـه تـلـخـیِ روزگــاریـعـنـیچـه
قِـصـۀ غُـصـهداریـعـنـی چـه با سَـحَـر،شـام تـار یعـنی چه
اوطـلـوعِ تمامِ عـاشـقی است
اوشـروعِ سلامِعـاشقیاست
اوست بابالمرادِ عـرشنشین حـلـقۀ وصل آسـمـان وزمین
قـسمـشبااجابت استعجین نـذرِ مـرسـوم سـورۀ یـاسـیـن
این تـوسـل بهاوست رایجِ ما
ایـنـچـنـین شدرواحـوائـجِ ما
تا که یَـحـییَبناَکـثم اورا دید حرفهایی که گفته بود وشنید درجوابِ هرآنچه که پرسید! دهــنــش واشــده بــلاتــردیـد
پاسخیکه گرفت معلوم است
مـعجـزاتِامامِمعـصوماست
کـاظـمین،آفـتاب خاک عراق آســـتـــانِدوگــنــبــدبَـــرّاق
ای حــریــمتــلاقـیعــشــّاق عرش بیتوته کردهکنجرواق
درشـلـوغـیِ لحـظههای اذان
جا نداری برای یک مهـمان؟